الشيخ الكليني ( مترجم : رسولي )

183

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

آنچنان خدائى كه نه آغازى دارد كه از آن شروع شود ( 1 ) و نه انجامى كه به آن پايان يابد و نه آخرى كه در آنجا نابود گردد . او منزه است ، او چنانست كه كه خود را ، وصف نموده وصفكنندگان بستايش او نرسند ، همه چيز را هنگام آفرينش محدود ساخت تا از همانندى خودش ( كه محدود نيست ) جدا باشند و او از همانندى آنها جدا باشد در چيزها درون نشده تا بتوان گفت در آنها جا دارد و از آنها دور نگشته تا بتوان گفت او از آنها بيگانه است و از آنها بر كنار نگشته تا توان گفت : در كجاست ، ولى خداى سبحان علمش همه چيز را فرا گرفته و صنعش آنها را محكم ساخته و يادش آنها را شماره كرده ، پنهانيهاى هواى ناپيدا ( مانند امواج و برق و قواى ناقل صدا ) و پوشيده هاى نهان تاريكى شب و آنچه در آسمانهاى بالا و زمينهاى پائين است از او نهان نيست ، براى هر چيزى از جانب او نگهبان و گماشته ايست و چيزى نيست جز اينكه به چيز ديگر احاطه دارد و آنكه به همه احاطه كنندگان احاطه دارد خداى يگانه يكتاى بىنيازيست كه گردش زمان دگرگونش نسازد و ساختن هيچ چيز او را خسته نكند ، فقط به آنچه خواهد گويد : باش موجود شود ، آنچه را آفريده بدون نمونه قبلى و بدون رنج و تلاش اختراع نموده ، هر كسى كه چيزى سازد آن را از ماده اى سازد و خدا بىماده ساخته است ، هر دانشمندى پس از نادانى دانا گشته و خدا نادان نبوده و دانش نياموخته علمش به همه چيز پيش از بودن آنها احاطه كرده و از پيدايش آنها علمش افزون نگشته ، علم او به آنها پيش از پديد آمدنشان چون علم اوست به آنها پس از پديد آوردنشان ، چيزها را نيافريده تا سلطنتش استوار شود يا بيم نابودى و كاهشش برود يا در برابر مخالف ستيزه گر و همانند